ادبیات فارسی و محیط زیست

پاسخ گفتن به این پرسش که "دیدگاه متون ادبیات فارسی در مورد محیط زیست چیست؟" کار آسانی نیست. به یک معنا, مسائل مربوط به محیط زیست در متون نظم و نثر فارسی که آیینه فرهنگ ماست, جلوه ای ندارد و نمی توانسته است داشته باشد, چرا که مسائل محیط زیست, معضل و مشکل انسان مدرن است, نه انسانهای روزگاران گذشته.

نیاکان ما هرگز نه با گسستگی لایه اوزون آشنایی داشتند و نه از فرسایش خاک و بحرانهای زیست محیطی بشر امروز رنج می بردند.بشر مدرن در فاصله کوتاه چند قرن, منابعی را که در طی میلیونها سال شکل گرفته , هوسناکانه به باد فنا داده و  بحرانهای زیست محیطی, اکنون به شکل نگرانیهایی وحشتناک, انسان این روزگار را به خود مشغول داشته است.  احساس خطر از بحرانهای مرتبط با محیط زیست و دستکاریهای ژنتیک و امثال آن بخش مهمی از ژانر وحشت در ادبیات و سینمای امروز دنیا را به وجود آورده است.تصورات و نگرانیهایی که در داستانها و فیلم های سینمایی دنیای امروز به وفور به چشم می خورد, در واقع کابوسهایی هستند که بشر امروز هراسناکانه در بیداری خویش می بیند!

ادامه نوشته

شکل گیری سبک فردی

در ديوانهای شاعران معاصر فارسي به سهولت مي‌توان سير تکوین سبك از تقلید اولیه به سوی شخصی شدن را ديد.

الف) سهراب سپهري

ب) اخوان ثالث 

ج) شفيعي كدكني

 الف) سهراب سپهري در نخستين شعرهايش در مجموعة مرگ رنگ (1330) بر راه تقليد از نيما می‌رود، در شرق اندوه (1340)رگه‌هايي از شيوة ‌شخصي‌اش با ته صدايي از سبك غزليات مولوي ديده مي‌شود اما در دفتر صداي پاي آب (1344) و مسافر (1345) به فرديت مي‌رسد.

ادامه نوشته

کل منطق الطیر در یک رباعی

شاعری از دوران صفوی گفته است آنچه عطار در 4720  بیت گفته من در یک رباعی آورده‌‌ام.

سی مرغ ز شوق بال و پر بگشودند

در جســـتن سیـــمرغ هــوا پیمودند

کردند شــــــــمارِ خـویش در آخر کار

دیدند که سیــمرغ خود این‌ها بـودند

(تذکره‌ی همیشه بهار ص 67)

در دوره‌هایی از تاریخ که تن‌آسانی و کم‌سوادی رواج می‌یابد المختصر و التلخیص ‌نویسی و عبور از راه‌های میان‌بر برای رسیدن به قله‌ی دانش و فضل باب می‌شود.

لحظه هاي چشم

می‌نویسم زیر سقفِ آسمان

قطعه‌ای از لحظه‌های چشم تو

روی دیوار اتاقم می‌کشم

نقشه‌ی ‌جغرافیای چشم تو

مشق‌های کودکی را تا سحر

می‌نویسم پابه پای چشم تو

چهره‌های گندمی را ریختم

زیر چرخ آسیای چشم تو

قرن‌ها گفتند و پایانی نداشت

قصه‌ی ‌بی انتهای چشم تو

دكتر محمود فتوحي

ايهام تناسب

كليد واژه : ايهام، دو معني، تناسب، تكاپوي ذهن، اجزاء كلام، بلاغت، ادبيات فارسي

ایهام به تنهایی سخنی است که دارای دو معنا باشد: یکی معنای دور که معنای اصلی است و دیگری معنای نزدیک.اما ایهام تناسب یکی از زیر مجموعه­های ایهام است و همان­طور که از نام آن پیداست جمع دو صنعت ایهام و تناسب است. در این صنعت، یک واژه دارای دو معنی است منتها یکی از آن معانی، در شعر حضور دارد(معنای حاضر) یعنی شعر با آن معنی گزارش می­شود و یکی از معانی در شعر نیست(معنای غایب) اما این معنی غایب، با کلمه یا کلمات دیگری در بیت تناسب دارد.

ادامه نوشته

فابل

كلمات كليدي  :  فابل، افسانه تمثيلي، تمثيل، نثر، نظم، ادبيات فارسي

فابل(Fable) به معني قصه و حكايت است. منشا آن كلمه­ی لاتين Fabula است. فابل در اصل نوعي تمثيل است.(تمثيل بيان حكايت و روايتي است كه هر چند معناي ظاهري دارد اما مراد گوينده، معناي كلي ديگري است. تمثيل گاه كوتاه است و در يك بيت يا مصراع بيان مي‌شود. اما داستان‌هايي هستند كه طولاني­اند و به صورت تمثيل به كار رفته‌اند. مثل برخي داستان‌هاي مثنوي.) در ادبيات جهاني فابل به آن دسته از قصه‌ها و افسانه‌هاي كوتاه منثور يا منظوم گفته مي‌شود كه از زبان حيوانات بيان شده باشد. اين روايات تخيلي هستند و به بيان مطالب اخلاقي مي‌پردازند. در واقع شخصيت‌هاي اين قصه حيواناتي با سرشت انساني‌اند.

ادامه نوشته

اگزيستانسياليسم ادبي

      كلمات كليدي  :  فلسفه، فلسفه ي وجودي، اگزيستانسياليسم، اصالت وجود، اگزيستانسالسيم ادبي، ژان پل سارتر، سيمون دوبوار، آلبركامو، ادبيات فارسي           فعل existo و existere  در زبان لاتین به معنی «خروج از»‌، «ظاهر شدن» و «برآمدن» است. این اصطلاح معمولا مترادف با «بودن و هستی» استعمال می‌شود. اما به اصطلاح فلسفه‌ی اصالت وجود‌، فقط به موجودات آگاه از واقعیت خاص گفته می‌شود. به عبارت دیگر، اگزیستانسیالیسم به نحوه‌ی خاص هستی انسان اطلاق می‌شود
ادامه نوشته