تحقيق در چگونگي بهره گيري از فرهنگ و باورهاي مردم در آثار شعرا و نويسندگان، گوشه اي از اوضاع اجتماعي را جلوه گر مي سازد. از اين رو در اين مقاله به تجلي باورهاي مردم در پندنامه عطار پرداخته شده است.
مثنوي پندنامه از ديرباز به نام عطار شهرت يافته است. استاد بديع الزمان فروزانفر اين مثنوي را جزو آثاري شمرده اند كه انتساب قطعي آن به شيخ فريدالدين عطار مورد تامل است. سعيد نفيسي درباره شصت و شش اثر منسوب به عطار تحقيق كرده، سپس آثار اصلي او را 2 اثر دانسته و پندنامه را در شمار اين آثار آورده است. محمد حسين فروغي نيز در مقاله اي، پس از ذكر 2 اثر عطار مي نويسد: «پندنامه را سيلوستر دوساسي، از فضلاي فرانسوي، به زبان فرانسه ترجمه و طبع كرده و نسخه آن در دارالخلافه تهران موجود است و در برهان قاطع بر اهميت كار عطار و جلايل آثار آن بزرگوار اشاره شده است. دكتر سيد ضياء الدين سجادي نيز مي نويسد: در انتساب پندنامه به شيخ فريدالدين عطار نبايد ترديد كرد و بايد اين اثر را از او دانست، زيرا بيانش به شيوه سخن اصلي عطار بسيار نزديك است و مطالب آن هم مي تواند از عطار باشد. اين مثنوي آوازه اي جهاني دارد و به زبان هاي تازي، اردو، تركي و هندي ترجمه و شرح شده و همه جا به پندنامه عطار معروف است و اين شهرت را نمي توان از آن سلب كرد. در مقدمه الهي نامه تصحيح فواد رحماني آمده است: عطار آثار زيادي را از خود به جاي گذاشته، ولي صحت انتساب بعضي از كتاب ها به وي جدا مورد ترديد است. علاوه بر تذكرة الاوليا كه به نثر بسيار شيوا و دلپذير نوشته شده، هفت منظومه مسلما از اوست: الهي نامه، منطق الطير، مصيبت نامه، مختارنامه، پندنامه، خسرونامه و ديوان اشعار. ريپكا و اته هم در تاريخ ادبيات خود از پندنامه عطار نام برده اند.