سبک هندی شبیه شعر حجم «دكتر محمود فتوحي»
آنقدر حرف نگاه تو شنیدم که مرا پنبهی گوش به رنگ گل بادام بود


در زیر ساخت بیت فوق یک تشبیه سنتی قرار دارد: چشم= بادام .
اما
شاعر و ذوق زمانۀ او این تناسب نخنمای ادبی را به یک تصویر پیچیدۀ پنهان
تبدیل میکند تا «معنی بیگانه» مورد پسند مخاطبان روزگارش را بسازد. ذهن با
شنیدن واژۀ نگاه، چشم را به یاد میآورد و با رسیدن به گوش، گسترۀ تداعی
چشم بیشتر میشود. اگر خواننده با سنت ادبی (چشم و بادام) آشنا باشد در
مصرع دوم استعارۀ مرشحۀ گل بادام را با تداعی چشم کشف میکند. این تناسب
خیالی دور که شاعر میان «نگاه و بادام و گوش و پنبه» آفریده همان چیزی است
که نازک خیالان اصفهانی و دورخیالان هندی به آن «بستن مضمون» میگویند.
فهم این مضمونهای پنهانی تلاش میطلبد. و لذت معماگونۀ شعر برای شاعر از بستن مضمون حاصل میشود و برای خوانند از گشودن آن.
اما
مضمون بیت بالا، ادعایی اغراق آمیز است که از تناسبهای تصویری میان نگاه و
بادام و گوش و حرف ساخته شده است. فهم مضمون هنوز ساده نیست. منظور شاعر
از این که آنقدر حرف نگاه شنیده که «پنبهی گوش به رنگ گل بادام بود» چیست؟
اين وبلاگ توسط آقاي حسين صادقي دبير ادبيات منطقه 15 شهر تهران ايجاد شده است .